دوست ما را در ادرس amoozesh2020.blogfa.com دنبال کنید
سلام دوستان برای یادگیری زبان به ادرس وبلاگ زیر مراجعه کنید www.amoozezh2020.com 
سلام دوستان برای یادگیری زبان به ادرس وبلاگ زیر مراجعه کنید www.amoozezh2020.com 
بیایید شما هم به همراه من اطلاعات خود را به اشتراک بگذارید بیایید و شما هم نویسنده کمکی من باشید تا به همه جهان تاریخ خود را نشان دهیم منتظر ایمیل ها و نظرات شما هستم

رهبر بلوچستان بود وی فردی غیور و متعصب بود که حاضر بود جانش را بدهد اما بلوچستان را به دست اجنبی ندهد پس از به قدرت رسیدن رضاه شاه وی برای تجزیه بلوچستان چندین اقدام بد کرد او هرمزگان را از بلوچستان جدا کرد و دوست محمد خان را میخواست با شیوه های مخرب خود فریب بدهد و بلوچستان غربی ی را در دست بگیرد وی اقدامات زیادی کرد تا بتواند با ایجاد طمع در دل دوست محمد خان وی را به طرف خود جلب کند اما دوست محمدخان که دست وی را خوانده بود هرگز تن به خواسته های رضا شاه نداد تا اینکه رضاه شاه وی را به همراه چند تن از دوستانش به تهران برد تا شاید با دیدن زندگی اشرافی وی را فریب دهد اما دوست محمد خان حاضر نشد هیچ چیزی را با بلوچستان عوض کند تا اینکه یک روز دوست محمد خان به رضاه شاه گفت من مرد بیابان هستم و همیشه به شکارگاه میروم اما تو چند روز است که مرا درین کاخ ها حبس کرده ای رضاه شاه که فکر کرد کلکش گرفته خوشحال شد و سریع یک جیپ به همراه یک سروان و یک سرباز و تفنگ شکاری در اختیار خان گذاشت دوست محمد خان به جیپ فرمان حرکت داد و سپس پس از پرسیدن مناطق و راههای اطراف وقتی فهمید که میشود به سمنان و سپس به افغانستان برود تفنگ را به طرف سروان گرفت و دستور داد تا جیپ را به طرف افغانستان ببرد فکرش به این نبود که اذوقه و بنزین لازم باید میداشت سروان مقاومت کرد و خان وی را کشت ماشین جیپ پس از طی مسیر طولانی بنزین تمام کرد و ایستاد رضاه شاه که دید جیپ در محل شکار نیست بلافاصله گروهی را به دنبالش فرستاد گروه در راه جنازه سروان را دیدند و به اطلاع رضاه شاه رسید انها بلاخره جیپ را یافتند اما بدون سرنشین به روستای نزدیک رفتند اما یک روستایی خاین خان را لو داد و دوست محمدخان دوباره اسیر رضاه شاه شد رضا شاه به صورت اشاره به خان گفت که من میدانم تو قتل را انجام ندادی و دوستت شکر این کار را کرده که بتواند جان خان را از محاکمه نجات دهد غافل ازینکه دوست محمد خان یک بلوچ واقعی بود و غیرتش اجازه نمیداد که قتلی را که خودانجام داده به گردن دیگری بیندازد و در جلسع محاکمه گفت خودم قتل را انجام داده ام رضا شاه هم که دیگر خسته شده بود از وی طرفداری نکرد و سرانجام حکم اعدام صادر شد و این بزرگ مرد تاریخ بلوچستان در شهر غریب در میدان توپ خانه تهران به شهادت رسید
دولت پهلوی به بلوچستان ظلم های زیادی کرد که از جمله انان میتوان به حمله نظامی توسط جت های جنگی پهلوی در سال ۱۹۴۷ میلادی نام برد که دولت پاکستان زمانیکه تاسیس نشده بود و نیروهای کثیف مخمد علی جناح در حال درگیری با نواب نوروز خان زهری در جهالاوان بلوچستان شرقی یا همان بلوچستان پاکستان بودند . وقتی در جنگ تن به تن با بلوچ ها مایوس شدند از ایران کمک خواستند و رژیم پهلوی با جت های جنگی منطقه بلوچهای پاکستان را بمب باران کرد که این خود یک جنایت جنگی بزرگ برعلیه ازادی خواهان بلوچ به سرکردگی نواب نوروز خان زهری بود که در ان صدها زن و کودک کشته شد نواب نوروز خان زهری تبدیل شد به یک اسطوره که بر علیه دولت پاکستان میجنگید البته هنوز در انزمان دولت پاکستان به رسمیت شناخته نشده بود اما برخلاف ان دولت بلوچستان در هند و ایران قبل ازین توطیه به رسمیت شناخته شده بود و میر احمدیار خان اخرین پادشاه بلوچستان که در کلات بود اما پس از توطیه محمدعلی جناح وکیل خاندان پادشاهی میر احمد یارخان دولت پاکستان در سال ۱۹۴۸ میلادی پس ازینکه ژنرال ایوب خان با فریب دادن نواب نوروز خان مبارز ملی بلوچها و کشاندن وی پای میز مذاکره ای که پشت ان انگلیس بود وی را به همراه چندین تن از سرداران دستگیر کروند و به زندان پنجاب و سند فرستادتد و این بود که بلوچها تضعیف شدند و دولت پاکستان شکل گرفت بلوچ ها شکست نمیخوردند چند علت بود که انها شکست خوردند یکی اینکه محمدعلی جناح با سیاست انگلیسی خود حاکمان خاران و سایر ایالات بلوچستان را به جان هم انداخت و کلات را به دست گرفت و نواب نوروز خان را نیز از سر راه برداشت و خود را بعنوان دوستدار مسلمانان سرپرست مسلم لیگ کرد در صورتیکه بویی از مسلمانی نبرده بود حکومت پاکستان شکل گرفت و نقشه کشور بلوچستان در سال ۱۹۴۸ از نقشه جهان حذف شد اما هنوز اگر در گوگل سرچ کنید نقشه بلوچستان قدیم است که وسعتش دل ادم را کباب میکند اکنون نیز هنوز بلوچ هایی هستند که ازادی خواه هستند و با دولت پاکستان در حال جنگ هستند به سرپرستی دکتر خدانظر یا جگوارای بلوچ ... اکنون وزیر اعلی سردار اختر جان مینگل فرزند سردار عطالله مینگل میباشد قبلا نواب ثنالله زهری که نوه نواب نوروز خان میشود وزیر اعلی بلوچستان پاکستان بود دوستان بنده هدف سیاسی ازین مطالب ندارم فقط دوست دارم تا ما هم از بلوچستان و تاخت و تاز ها و ظلم هایی که به این کشور شد را بدانیم دوستان خیلی نظرات کمه لطفا همراهی کنید دوست دارم مطالب ما بصورت مشترک با نظرات شما نوشته بشه مثل ویکی پدیا با تشکر ناصر چنال خادم بلوچهای گلم
امسال با ورود فضای مجازی و اینستاگرام بارز دیکر تمامی قومها دور هم جمع شدند و اما یک حقیقت من تا چند وفتدپیش اصلا نمیدانستم ممسنی و مینگل و غیره یعنی چه من هرجا میگفتم براهویی هستم و بقیه هم همینطور اما اکنون میگویند از کدام براهویی ها هستی که به نظر من این خود یک حرف برای تفکیک و برای ایجاد یک درز برای ایجاد تفرقه افکنی دشمنان است خوب است که ما بیاییم و اقوام خود را به هر عنوان جمع کنیم اما از برادران گلم خواهش دارم علاوه برینکه این اتحادهای فامیلی را درست کردید بیایید و گروهی بنام اتحاد بلوچ درست کنیم و تمام طوایف بلوچ را دور هم جمع کنیم یکی از سیاست های انگلیس و دشمنان بلوچ این است که به بعضی ها میگوید شما از فلان تیره هستید و شما اجدادتان شاه بوده اند اما فلان تیره از غلامان بوده اند خواهش میکنم دنبال خود انگلیس نگردید این افراد خاین در لباس بلوچ هستند و اصلا از دشمن تشخیص داده نمیشن بیایید ازین به بعد بنام بلوچ همه به هم احترام بگذاریم بیایید درین مجالسی که برای قوم خود میگیریم موضوعی را مطرح کنیم موضوع ارتباط با سایر طوایف بلوچ و براهویی دیروز یک فیلم دیدم که برادرزاده عموی خود را بقتل رسانده بود و انها هم قول انتقام دادند برادر کشی همین است که گروهی را تحریک میکنند که تو لایق سرداری هستی و فلانی کم اصل هست برادران ما همه انسانیم و در مقابل پروردگار یکسان هستیم بهترین ما نزد خدا باتقواترین ماست بیایید و دست به دست هم بگذاریم و زهی زهی را از میان برداریم شجره خود را داشته باشیم تا ریشه خود را بدانیم و فامیل های خود را بشناسیم اما بیایزد همانند سرداران گذشته همه را دور هم جمل کنیم الان زیاد سخت نیست الان با وجود فضای مجازی نیاز نیست که مراسمات بزرگ گرفت تاوهمه را دور هم جمع کرد برادران با ورود یک ویروس همه فهمیدند که هیچ انسانی با دیگری فرق ندارد و این ویروس بلا استثنا همه را میگیرد نه به سردار رحم میکند نه به فقیر شاید اشاره ای از نزد خداوند باشد برای اینکه بدانیم ما همه یکسان هستیم ما باید به یرداران خود احترام بگذاریم و در کنار انان باشیم بزرگ مرد تاریخ که هرگز با نام قوم و فامیل وارد نشد نولانا عبدالحمید است که همه اقوام بلوج را با آغوش باز فرا میخواند و در سختی ها کنار همه نا هست خداوند مولانا را حفظ کند درین موقعیت حساس جامعه که ویروس خطرناک همه را به وحشت انداخته بهتر به فکر دیگران باشیم نه به فکر خود بیایید برای همه بلوچ ها فکر کنیم و برای جلوگیری از شیوع این بیماری همه را نصیحت کنیم و هرجا دیدیم کسی دچار مشکل شده به دادش برسیم بلوچ واقعی و فامیل اصالت دار ان است که درین روزها فقط به فکر خودش نباشد مردم بلوچ ما همیشه در صحنه بوده و است بیایید بفکر تمام بلوچها باشیم بیاییم لحظه ای مثل مولانا بکر کنیم درد او همه مسلمانان دنیاست و غصه اش همه دنیا اما ما با خود چند چند هستیم ایا وقت ان نرسیده که به مردم بلوچ خود کمک کنیم امروزه خانواده هایی هستند که بخاطر قرنطینه نان شب ندارند کسانی هستند که در روستاها و حاشیه شهرها از کمک جا مانده اند کارگر فصلی که اکنون بیکار است و اجاره خانه دارد و فرزند و.... دولت با کمک بسته های معیشتی کمک خوبی به مردم کرده اما ما چه کرده ایم ما همیشه در حال ایراد گرفتن از کار مسیولین و غیره هستیم تا زمانیکه من و شما خود را مسیول ندانیم و دست فقرا را نگیریم بعد چطور توقع داریم کس دیگری به داد انها برسد بیایید انهایی را که دولت ندیده ما ببینیم بیایید انهایی را که میشناسیم کمک کنیم بیاییم بجای اینکه حج هفتم را برویم هزینه اش را به یک خانواده بی بضاعت بدهیم با خداوند معامله کنیم بیایید به فرزندان خود اتحاد واقعی و کمک به همدیگر را یاد بدهیم تا زمانی ما انسانها به همدیگر رحم نکنیم چطور توقع داریم خداوند به ما کمک کند در جریان سیل واقعا مردم ما گل کاشتند اکنون در کرونا که بدتر از سیل است بیایید خودمان بسته های مواد غذایی درست کنیم و به مروم فقیر کمک کنیم تا انها بخاطر نان شب مجبور نباشند بیرون بیایند و مریض شوند بیایید اتحاد خود را به همه جهان نشان دهیم تا خداوند نیز از ما راضی شود و دوباره با خیال راحت و با عشق به نماز جمعه برویم و از سخنان ارامش بخش مولانا عبدالحمید حفظه بهره ببریم بل امید روزیکه کنار هم باشیم و این بیمادی رخت ببندد

امسال با ورود فضای مجازی و اینستاگرام بارز دیکر تمامی قومها دور هم جمع شدند و اما یک حقیقت من تا چند وفتدپیش اصلا نمیدانستم ممسنی و مینگل و غیره یعنی چه من هرجا میگفتم براهویی هستم و بقیه هم همینطور اما اکنون میگویند از کدام براهویی ها هستی که به نظر من این خود یک حرف برای تفکیک و برای ایجاد یک درز برای ایجاد تفرقه افکنی دشمنان است خوب است که ما بیاییم و اقوام خود را به هر عنوان جمع کنیم اما از برادران گلم خواهش دارم علاوه برینکه این اتحادهای فامیلی را درست کردید بیایید و گروهی بنام اتحاد بلوچ درست کنیم و تمام طوایف بلوچ را دور هم جمع کنیم یکی از سیاست های انگلیس و دشمنان بلوچ این است که به بعضی ها میگوید شما از فلان تیره هستید و شما اجدادتان شاه بوده اند اما فلان تیره از غلامان بوده اند خواهش میکنم دنبال خود انگلیس نگردید این افراد خاین در لباس بلوچ هستند و اصلا از دشمن تشخیص داده نمیشن بیایید ازین به بعد بنام بلوچ همه به هم احترام بگذاریم بیایید درین مجالسی که برای قوم خود میگیریم موضوعی را مطرح کنیم موضوع ارتباط با سایر طوایف بلوچ و براهویی دیروز یک فیلم دیدم که برادرزاده عموی خود را بقتل رسانده بود و انها هم قول انتقام دادند برادر کشی همین است که گروهی را تحریک میکنند که تو لایق سرداری هستی و فلانی کم اصل هست برادران ما همه انسانیم و در مقابل پروردگار یکسان هستیم بهترین ما نزد خدا باتقواترین ماست بیایید و دست به دست هم بگذاریم و زهی زهی را از میان برداریم شجره خود را داشته باشیم تا ریشه خود را بدانیم و فامیل های خود را بشناسیم اما بیایزد همانند سرداران گذشته همه را دور هم جمل کنیم الان زیاد سخت نیست الان با وجود فضای مجازی نیاز نیست که مراسمات بزرگ گرفت تاوهمه را دور هم جمع کرد برادران با ورود یک ویروس همه فهمیدند که هیچ انسانی با دیگری فرق ندارد و این ویروس بلا استثنا همه را میگیرد نه به سردار رحم میکند نه به فقیر شاید اشاره ای از نزد خداوند باشد برای اینکه بدانیم ما همه یکسان هستیم ما باید به یرداران خود احترام بگذاریم و در کنار انان باشیم بزرگ مرد تاریخ که هرگز با نام قوم و فامیل وارد نشد موولانا عبدالحمید است که همه اقوام بلوج را با آغوش باز فرا میخواند و در سختی ها کنار همه نا هست خداوند مولانا را حفظ کند درین موقعیت حساس جامعه که ویروس خطرناک همه را به وحشت انداخته بهتر به فکر دیگران باشیم نه به فکر خود بیایید برای همه بلوچ ها فکر کنیم و برای جلوگیری از شیوع این بیماری همه را نصیحت کنیم و هرجا دیدیم کسی دچار مشکل شده به دادش برسیم بلوچ واقعی و فامیل اصالت دار ان است که درین روزها فقط به فکر خودش نباشد مردم بلوچ ما همیشه در صحنه بوده و است بیایید بفکر تمام بلوچها باشیم بیاییم لحظه ای مثل مولانا فکر کنیم درد او همه مسلمانان دنیاست و غصه اش همه دنیا اما ما با خود چند چند هستیم ایا وقت ان نرسیده که به مردم بلوچ خود کمک کنیم امروزه خانواده هایی هستند که بخاطر قرنطینه نان شب ندارند کسانی هستند که در روستاها و حاشیه شهرها از کمک جا مانده اند کارگر فصلی که اکنون بیکار است و اجاره خانه دارد و فرزند و.... دولت با کمک بسته های معیشتی کمک خوبی به مردم کرده اما ما چه کرده ایم ما همیشه در حال ایراد گرفتن از کار مسیولین و غیره هستیم تا زمانیکه من و شما خود را مسیول ندانیم و دست فقرا را نگیریم بعد چطور توقع داریم کس دیگری به داد انها برسد بیایید انهایی را که دولت ندیده ما ببینیم بیایید انهایی را که میشناسیم کمک کنیم بیاییم بجای اینکه حج هفتم را برویم هزینه اش را به یک خانواده بی بضاعت بدهیم با خداوند معامله کنیم بیایید به فرزندان خود اتحاد واقعی و کمک به همدیگر را یاد بدهیم تا زمانی ما انسانها به همدیگر رحم نکنیم چطور توقع داریم خداوند به ما کمک کند در جریان سیل واقعا مردم ما گل کاشتند اکنون در کرونا که بدتر از سیل است بیایید خودمان بسته های مواد غذایی درست کنیم و به مروم فقیر کمک کنیم تا انها بخاطر نان شب مجبور نباشند بیرون بیایند و مریض شوند بیایید اتحاد خود را به همه جهان نشان دهیم تا خداوند نیز از ما راضی شود و دوباره با خیال راحت و با عشق به نماز جمعه برویم و از سخنان ارامش بخش مولانا عبدالحمید حفظه بهره ببریم به امید روزیکه کنار هم باشیم و این بیمادی رخت ببندد
با سلام خدمت دوستان گلم

شاید شما هم از اسم چهاربلا تعجب کنید اما الان یک شاخه از چنالها معروف به چهار بلا هستند
چهاربلا چهار برادر بوده اند که به گفته بزرگان از زمان قدیم به منطقه سرجنگل و سرنایی که اغلب قوم شه بخش در انجا زندگی میکنند کوچ کردند و همانجا ماندگار شدند انها با طایفه شه بخش شاخه رادوزهی وصلت کردند حسین نام یکی از ان برادران است که بنده در دوران کودکی توانستم اورا ببینم مرحوم حسین عمر خیلی طولانی کرد و به دلیل نبود تاریخ درست ثبتی کسی از عمر دقیق وی اطلاعی نداشت وی چند فرزند دارد که از جمله انها میتوان به فیض محمد نام برد که پسرش داماد ماست اما چرا به این شاخه میگویند چهاربلا
در زمانهای قدیم و بخصوص دوره ای که طبق تاریخ انگلیسی ها ی منحوس شرایطی برای کشور ایجاد کردند که مردم ایران از قحطی مردند در انزمان به گفته بزرگان پیدا کردن گندم و یک قرص نان هنر خیلی بزرگی بود و هرکس از عهده ان برنمیاند خیلی از بلوچها نیز در روستاههای دور طعمه این سیاست شدند و از گرسنگی فوت کردند اما هرگز از انها در تاریخ چیزی گفته نشد پس از ان قحطی کم کم کاروان های گندم از سیستان و افغانستان راهی مکران شد و خرمای مکران راهی شمال کشور و افغانستان این چهاربلاها که چهار برادر بودند در کار بسیار زرنگ بودند و به گفته مردم قدرت خاصی داشتند به گونه ای که با کاروانها به مکران میرفتند و در برگشت هرگاه شتری از پا می افتاد این برادران با هیکل قوی که داشتند بار شتر را خود می اوردند انها در میان شه بخش ها چندین سال زندگی کردند و چون خیلی پر تلاش و با غیرت بودند مردم راجع به انها حرفهای زیادی میگفتند و از انها تعریف میکردند و تکه کلام انها این بوده که به اینها نگویید چهارتا برادر بگویید چهارتا بلا در زبان بلوچی بلا به عنوان واژه نحس و بد معنا نمیشکد بلکه به افرادی که به انها لقب بلا را میداده اند در واقع یعنی در همه کارها مهارت دارند و زرنگ هستند یعنی ادم های بیکاری نبوده اند و هرگز دست خود را به کسی دراز نکردند انها با زحمت و تلاش از همه پیشتاز بودند پس از گذشت زمان و امدن راههای ارتباطی و ماشین و غیره نوادگان و فرزندان این چهاربلاها به شهرها امدند و اقوام خویش یعنی چنالها را پیدا کردند و وصلتهای زیادی با چنالها کردند چهار بلاها خود چنال اصل هستند و هنوز در ان مناطق اجدادی زمین دارند و اکنون به دلیل شهرنشینی اکثر انان در شهر زندگی میکنند که اکنون حاج عمر فرزند ارشد فیض محمد و نوه مرحوم حسین خود فردی معتمد در چنالهاست و در زاهدان زندگی میکند هنوز هم ما انان را با نام چهاربلا میشناسیم نوادگان چهار پهلوان که نام و یادشان همیشه بر سر زبانها میماند و اما در مورد قحطی بگوییم که شاید اکثر مردم از ان اطلاعی ندارند من این داستان واقعی را از خیلی از بزرگان طوایف مختلف پرسیدم از بزرگان طایفه قنبرزهی و براهویی و حسن زهی و کسانی که اکنون حضور ذهن ندارم به گفته انان قحطی تمام روستاها را فرا گرفت سال خشکی بود و باران هم نبارید چندسال متواتر به گفته یکی از بزرگان یک پیرزن به همراه دو فرزندش برای رهایی از گرسنگی از روستاهای دور دست چشمه زیارت به طرف دزداب یا زاهدان کنونی حرکت کردند بدون حتی یک تکه نانی انها به محل قبرستان کنونی چشمه زیارت که معروف است و قبرستان بزرگی هم شده رسیدند در انزمان قبرستانی نبوده انها در انجا از پا در امدند و مادرشان به فرزندان گفت من بار اضافی برای شما هستم و عمرم را کرده ام شما به راه خود ادامه دهید و هروقت نانی یافتید بعد به کمک من بیایید فرزندان وی را رها نمیکردند اما مادر با اصرار فراوان انها را فرستاد و خود تنها نشست فرزندان پس از برگشت با جنازه مادر روبرو شدند که از گرسنگی مرده بود انها در همان مکان وی را دفن کردند و سراغازی شد برای بوجود امدن قبرستان چشمه زیارت بله این جنایت تاریخی که در ذهن همه بزرگان بلوچ است را هرگز در کتب تاریخ مدرسه ام نخواندم تا اینکه یک فیلم که تازه به پرده سینما امده بود درست از ان زمان و قحطی که انگلیس طراحی کرده بود ایران قحطی سختی را گذراند طوریکه مردم تهران حتی از گوشت الاغ هم نگذشتند و پس از چند سال این قحطی به پایان رسید و خاطره تلخیست که پیرمردان بلوچ از ان یاد میکنند و یکی از بزرگان قنبرزهی برایم تعریف کرد و گفت کسانیکه برای راه اهن انگلیس کار میکردند نان و گندم داشتند و عموی انها که در انجا کار میکرد جان انها را از گرسنگی نجات داد و به گفته او میگفت من سر زمینهای خشک منتظر بودم خیلی گرسنه تا اینکه عمویم با نان بزرگی در دست میامد و یک تکه نان بهم داد میگوید وقتی ان تکه نان را خوردم تا شب خواب رفتم چون چند روز بود که غذای خوبی نخورده بودم بله بلوچستان و بلوچها روزهای سختی را گذرانده اند که بنده سعی میکنم این تاریخ شفاهی را به رشته تحریر در بیارم تا جوانان نسل بعد بدانند چه بر سر بلوچ امد فیلمی که در ان زمان قحطی کشور را به تصویر کشیده(یتیم خانه ایران ) نام دارد و داستانش بر اساس واقعیت است
چنال های ایران انگونه که من تحقیق کردم نوادگان میر ابراهیم خان هستند وبه گفته بزرگان میرابراهیم از پاکستان و از منطقه خضدار و جهالاوان به سیستان که انزمان منطقه خوش اب وهوایی بوده کوچ کرد و به همین دلیل چنال های ایران باید با شجره تا میرابراهیم شجره خود را بدانند . این شجره ای که من تهیه کردم بصورت سینه به سینه و بصورت شعر بلوچی در امده بود که چندین نفر از جمله (عموی بنده حاج نبی فرزند حاج ابراهیم و حاج صمد فرزند حاج ابراهیم و مرحوم غلامعلی که ساکن خاف بود و مرحوم پیروک درمحمد و چندین تن از زنان شیرزن طایفه چنال از جمله زن عموی بنده و دختر مرحوم کام خان ) این شجره را خوب میدانند همه را که باهم مطابقت دادم دیدم بله شجره سینه به سینه امده و من ان را به تحریر در اوردم در پاکستان به ما چنال های ابراهیم زهی میگویند نصف نوادگان میرابراهیم اکنون در پاکستان هستند انها مجدد از ایران در طی دویست سال پیش به پاکستان برگشتند بعضی ها که پرسیدم بدلیل مشاجرات فامیلی بوده و چندین تن از چنالها از جمله مرحوم شیرجان لال خان که از غیرت زبان زد خاص و عام بوده از پاکستان امده و به دنبال چنالهای ایران گشته و پس از پیدا کردن انها به انان پیوست که یکی از پسرانش در ایران کشته شد و یکی از فرزندانش در همین چندسال اخیر دچار سانحه تصادف شد شیرجان لال خان از جمله کسانی بود که همیشه در صحنه های جنگ میان چنالها بود و نامش لرزه بر اندام دشمنان و دزدان می انداخت به گفته پدر بزرگ درمحمد که خداوند عمر طولانی خداوند به ایشان داد وقتی که دزدان اموال بعضی از طوایف را به غارت میبردند انها به رسم بلوچ داری یا همان میارجلی به چنالها رجوع میکردند و سپس جوانان طایفه به دستور سردار به طرف دزدان میرفتند و اموال را از انان میگرفتند چون دزدان را میشناختند مرحوم درمحمد میگفت که دزدان به ما میگفتند که این اموال مال چنالها نیست چرا امده اید و ما میگفتیم که اکنون مثل اموال ماست چون انان به ما پناه برده اند بله این از رسوم مردانگی انان بوده بعضی از چنالها از جمله پدر بزرگم حاج رشید شکارچی بودند که به گفته پدرم با تفنگ فتیله ای و باروتی به شکار اهو میرفتند و درانزمان اهو زیاد بود و یک فرد بنام عمرشاه از بم و سایر شهرها شترهای تک چین رودباری برای فروش میاورد و به ما میفروخت پدرم میگوید پس ازینکه ما یک شتر خوب از وی میخریدیم تا چند وقت پدربزرگم این شتر را اموزش میداد و زمانیکه در طویله بود کنار گوشش تیر میزد تا شتر با صدای تیر عادت کند و هنگام شکار رم نکند پس از چندماه سپس شتر را به شکارگاه میبرد خاطرات ان زمان بسیار شیرین است و من سعی میکنم هرچه جمع کرده ام برایتان بیان کنم
کم کم عشایری که شغل چنالها بود کنار گذاشته شد و ذز هز جا که مرتع خوبی داشت ساکن شدند بسیاری در خاف خراسان در کاله شور و مجن اباد و سنگون و زیرکوه و تایباد و سربیشه و در زابل در منطقه لوتک شروع به کشاورزی و دامداری کردند در انزمان محمد رضا خان سزابندی در شهر زابل مرکز قدرت و مرکز مراسمات خوانین و تجمع طوایف در منزل وی بود که هنوز منزل بزگ ایشان در شهر زابل قرار دارد و از نام و اعتبار خاصی برخوردار بوده است در انزمان دیگر کم کم با امدن انقلاب خان ها از میان رفتند اما خانهای ظالم خان وسردارهای براهویی کسانی هستند که طایفه انها را با دل و جان قبول کرده اند زیرا این سرداران ما بوده اند که در جنگ ها بیشتاز بوده اند و از طایفه خود در مقابل همه چیز دفاع میکرده اند این سرداری به عقیده ما میراثی است که باید انرا حفظ کنیم و به سرداران خود احترام بگذاریم زیرا انها برای طوایف خون داده اند و افراد غیوری بوده اند که اکنون سردار هستند و لیاقت سرداری دارند خان های ما ظالم نبوده اند بلکه دلسوز طایفه بوده اند و همیشه بار سختی ها و تصمیمات مهم را به دوش میکشیده اند داستان های زیادی از بزرگان در موزد فداکاری های انها شنیده ام مثلا زمانی که یک خان ظالم به رعیت طلم میکرده و زمینهای انان را غصب مینموده که سردار طایفه ما
و سزدازان و بزرگانی از سایر طوایف براهویی دست در دست هم داده اند و ان خان ظالم را ازمیان برداشتند
به گفته بزرگان براهویی ها زهی زهی نداشتند اما بس از نفوذ انگلیس ها برای بر هم زدن اتحاد با نفوذ در طوایف هرکسی را که میدیدند ساده است وی را فریب داده و میگفتند که شما فلان زهی هستید و نسبت به سایر طوایف ارجعیت دارید و جنگهای داخلی را شروع کردند که بس از مدتها بلاخزه بزرگان با درایت دوباره دور هم جمع شدند اما این زهی اکنون از انگلیس و دشمنان دیگر به یادگار ماند
براهویی ها خیلی شتر و گوسفند را دوست دارند و علاقه خاصی به دامداری چون در خون انهاست اکنون با وجود شهر نشینی هنوز براهویی ها در روستاها شتر و گوسفند دارند و از ان لذت میبرند
با سلام بر دوستان گلم هدف بنده اینست تا ایندگان و فرزندان ما بدانند اجداد ما از کجا امده اند و منم تا جایی که اطلاع دقیق دارم و در زمان بدر و بدر بزرگم اتفاق افتاده و برایم تعریف کرده اند را به رشته تحریر در میاورم و بنظرم اگر اجداد ما چیزی برایمان مینوشتند اکنون اطلاعات ما خیلی بیشتز بود و از برادران گل طایفه خودم و سایر طوایف در خواست دارم تا مرا درین امر مهم کمک کنند و اگر احساس کردند جاهایی من اشتباه نوشته ام مرا راهنمایی کنند با نام خدا شروع میکنیم
بنده حدود 12سال است که در مورد طایفه چنال تحقیق میکنم و هرگز از داستانهای بزرگان خسته نمیشوم
به گفته بدر بزرگم مرحوم حاج رشید فرزند بیرداد انها عشایر بودند و همه دور هم بودند و در زمان رضا شاه ایشان به همراه سایر براهویی ها از جمله شاهیگزهی و زیرکاری و ....از سیستان به خراسان جنوبی کوچ میکردند بدلیل مراتع سرسبز و کوههای بهاری هر ساله انها باهم با شتران و گوسفندان عازم کوچ میشدند و با بای بیاده از زابل به سربیشه و خاف کوچ میکردند بنا بر دلایلی مثل قبر مرحوم دین محمد که مال دویست و اندی سال بیش است و اکنون در خراسان است و هم چنین چنالهای ساکن خاف و سربیشه خود دال برین است که چنالها عشایر بوده اند انها در یکجا ساکن نبودند و به رسم دیرینه تمامی عموها و بسر عموها باهم زندگی میکردند و با هم وصلت میکردند و بعضی وقتا هم که در کوچ با سایر طوایف قاطی میشدند+
وبا هم وصلت میکردند خیلی از جوانان انها دران زمان بدلیل عدم وجود بهداشت مناسب و شیوع بیماری هایی مثل سرخک جان خود را از دست میداده اند که میتوان از انها به فرزند مام داد برادر بدر بزرگم حاج رشید نام برد که در جوانی بدلیل سرخک دار فانی را وداع گفت وصلت با سایر طوایف براهویی زیاد از جمله این وصلت ها میتوان به وصلت شاهیگزهی ها و فرزند مرحوم سلطان شاه با عمه بنده و وصلت بدر خودم با طایفه حرماگی که انها در سیستان دامدار بودند بیشتر وصلت ها خودمانی بوده و معمولا چنالها برادر زاده های خود را داماد میکردند و افراد غیوری بودند در انزمان طایفه یاغی زهی بعنوان افرادی بودند که با سرداری که داشتند وبا غیرت مرزبانی که داشتند خیلی از براهویی ها زا در ژاندار مری به استخدام در اوردند که از جمله انها و شخصی که خودم او را از نزدیک دیدم مرحوم حاج لال محمد جنگی زهی بود که همسر دومش مادر بزرگ من بود و خداوند به وی عمر طولانی داده بود برایم تعریف میکرد از زمانی که اصلا سفیدابه وجود نداشته اما گفت مده کاریز از قدیم بوده و خودش دو منطقه استراتژیک در دست داشت یکی روستای کم زرد و یکی بوتگو که اکنون اب سفیدابه از انجا تامین میشود و اکنون از وی دو فرزند بنام حاج علی و مجید به یادگار مانده اند
سزدار حاج حسن خان فرزند بولان مسیول و ضمام دار طایفه چنال بود که فرزند ارشدش نظرخان در جوانی توسط افرادی ناشناس به قتل رسید همه طایفه از بزرگ مردی نظز خان و بدرش تعریف میکنند نظر خان خیلی به مردم کمک میکرد و طی سفرهایی که به سایر شهرها داشت واقوام خود را در جاهایی دیگر میدید انها راد به روستای خود میاورد و به انها زمین میداد که هنوز بعضی از ان افراد زنده هستند بدرم میگوید نظر خان با ماشین سیمرغ و قدی بلند و صورتی روشن یک سردار واقعی بود که دشمنان طایفه چنال و افرادی از خدا بی خبر اوزا شهید کردند حاج حسن خان درد بزرگی برای این فرزند برومندش کشید که اکنون یادگارش عیسی جان در میان ماست بس از مرگ حاج حسن خان و طبق رسومات طایفه فرزند ارشد که درانزمان حاج علیم بود لونگ سرداری را بر سر بست و طایفه چنال تاکنون به وجود این شخص افتخار میکنند سردار حاج علیم خان اکنون در سال 1399 زنده است و هنوز ضمام طایفه را عهده دار است و همه طایفه به وی احترام خاصی قایل هستند و خداوند عمرش را طولانی پکند تا اتحاد ما همینگونه بماند زیرا هز وقت اختلافی در میان ما بیش میاید ایشان است که با با درمیانی مشکلات مارا حل مینماید و فرزند ارشدش محمود خان و بد از او علی خان میباشد
چنالها و طوایف کوهی زهی و یاگی زهی و شاهیگزهی و زیرکاری و ساسولی و حانشینی و سزابندی و جنگی زهی وسایر طوایف براهویی چند صد سال است که در کنار هم زتدگی میکنند و با هم وصلتهای زیادی داشته اند
انها هرگز به بیگانه ای اجازه ندادند به مرزهای ایزان وزود کند و جنگ مهاجمان سرحد به رهبری سردار جما خان شه بخشو سردار بسند خان براهویی و سردار مهرالله خان ریگی یکی از جنگهایی بود که انگلیسی ها انرا به تحریر در اوردند و تاکنون نیز نام این غیرت مردان در تاریخ است ما باید اینها را برای نسل های اینده بگوییم تا بدانند اجداد انها جه کسانی بوده اند درین جنگ تمامی طوایف سرحد و سیستان حضور داشتند و هیچ طایفه ای خود را کنار نکشید با اینکه انگلیسی ها به سلاح های مدرن تجهیز بودند از مردم عشایر ما شکست سختی خوردند که بسیاری از نوازندگان بلوچ انرا بصورت داستان با اهنگ نعریف کرده اند و هنوز ان نوارهای قدیم موجود است
اکنون اگر نگاه کنیم هنوز با توجه به براکندگی طوایف کنار هم میتوان به اتحاد انها در گذشته بی برد مثلا در لوتک زابل طوایف چنال و زیرکاری و یاغی زهی و حانشینی و شاهیگزهی و کوهی زهی اکنون نیز کنار هم هستند با توسعه شهر نشینی کم کم بعضی ها به شهر ها رجوع کردند بدرم و بدر بزرگم قبل از انقلاب از زابل به زاهدان امدند و بقیه نیز همینطور اکنون جمعیت زیادی از چنالها از جمله سردار گرامی طایفه حاج علیم خان و .... اکنون در زاهدان هستند چنالهای ایران کمتر به زبان براهویی صحبت میکنند چون با شهر نشین شدن و فارسی صحبت کردن و بلوچی صحبت کردن چون زبان براهویی در شهر رایج نبود به مرور زمان دارد از میان خانواده های براهویی رخت بر میبندد
کوهی زهی ها هم تعداد زیادی به زاهدان امدند سزداز بهادر خان سفید ریش انها بود که بعد از فوت وی سردار امان الله خان کوهی زهی ضمام این طایفه را برعهده دارد و بیشتر در منطقه شیراباد زاهدان میباشند
ریزکاری ها هم در زاهدان و هم در سفیدابه سکنا گزیدند و در سفید ابه سردار حاج الله داد سردار طایفه زیر کاری میباشد
یاغی زهی ها که مناطق مرزی حرمک در دست انها بود و مرحوم سردار رحمان خان در انزمان سردار انها بود نیز علاوه بر مناطق حرمک تا سه راهی دشتک و لوتک در زاهدان نیز هستند که سردار محمد عمرخان سردار انها بود که همین چندسال اخیر فوت کرد وی بسیار فردی شایسته و مردم داری بود و چنان سن و سالی نکرد و عجل به سراغش امد طایفه مالکی نیز میگویند که اجداد انها با یاغی زهی ها یکی میشود و در تمامی مراسمات هم شزکت میکنند
شاهیگزهی ها در سفیدابه و بیشتر در شهر نو افغانستان هستند که در انجا سردار کریم جان والی شهرنو شد و سردار جما خان نیز یکی ازافراد بزرگ این طایفه میباشد که او هم در افغانستان زندگی میکند و سردار فعلی این طایفه درایران را نمیدانم کیست که خواهش میکنم دوستانم ازین طایفه در قسمت نظرات منو همراهی کنند این طایفه در لوتک و زاهدان هم زندگی میکنند
ما چنالها علاوه بر لوتک و زاهدان در بیرجند نهبندان و سربیشه و خاف و باکستان و افغانستان و بندر عباس نیز زندگی میکنیم و با توجه به جمعیت زیادی که داریم و براکندگی زیاد در کل ایران سردار حاج علیم خان سزداز طایفه میباشد

با سلام بر دوستان گلم هدف بنده اینست تا ایندگان و فرزندان ما بدانند اجداد ما از کجا امده اند و منم تا جایی که اطلاع دقیق دارم و در زمان بدر و بدر بزرگم اتفاق افتاده و برایم تعریف کرده اند را به رشته تحریر در میاورم و بنظرم اگر اجداد ما چیزی برایمان مینوشتند اکنون اطلاعات ما خیلی بیشتز بود و از برادران گل طایفه خودم و سایر طوایف در خواست دارم تا مرا درین امر مهم کمک کنند و اگر احساس کردند جاهایی من اشتباه نوشته ام مرا راهنمایی کنند با نام خدا شروع میکنیم
بنده حدود 12سال است که در مورد طایفه چنال تحقیق میکنم و هرگز از داستانهای بزرگان خسته نمیشوم
به گفته بدر بزرگم مرحوم حاج رشید فرزند بیرداد انها عشایر بودند و همه دور هم بودند و در زمان رضا شاه ایشان به همراه سایر براهویی ها از جمله شاهیگزهی و زیرکاری و ....از سیستان به خراسان جنوبی کوچ میکردند بدلیل مراتع سرسبز و کوههای بهاری هر ساله انها باهم با شتران و گوسفندان عازم کوچ میشدند و با بای بیاده از زابل به سربیشه و خاف کوچ میکردند بنا بر دلایلی مثل قبر مرحوم دین محمد که مال دویست و اندی سال بیش است و اکنون در خراسان است و هم چنین چنالهای ساکن خاف و سربیشه خود دال برین است که چنالها عشایر بوده اند انها در یکجا ساکن نبودند و به رسم دیرینه تمامی عموها و بسر عموها باهم زندگی میکردند و با هم وصلت میکردند و بعضی وقتا هم که در کوچ با سایر طوایف قاطی میشدند+
وبا هم وصلت میکردند خیلی از جوانان انها دران زمان بدلیل عدم وجود بهداشت مناسب و شیوع بیماری هایی مثل سرخک جان خود را از دست میداده اند که میتوان از انها به فرزند مام داد برادر بدر بزرگم حاج رشید نام برد که در جوانی بدلیل سرخک دار فانی را وداع گفت وصلت با سایر طوایف براهویی زیاد از جمله این وصلت ها میتوان به وصلت شاهیگزهی ها و فرزند مرحوم سلطان شاه با عمه بنده و وصلت بدر خودم با طایفه حرماگی که انها در سیستان دامدار بودند بیشتر وصلت ها خودمانی بوده و معمولا چنالها برادر زاده های خود را داماد میکردند و افراد غیوری بودند در انزمان طایفه یاغی زهی بعنوان افرادی بودند که با سرداری که داشتند وبا غیرت مرزبانی که داشتند خیلی از براهویی ها زا در ژاندار مری به استخدام در اوردند که از جمله انها و شخصی که خودم او را از نزدیک دیدم مرحوم حاج لال محمد جنگی زهی بود که همسر دومش مادر بزرگ من بود و خداوند به وی عمر طولانی داده بود برایم تعریف میکرد از زمانی که اصلا سفیدابه وجود نداشته اما گفت مده کاریز از قدیم بوده و خودش دو منطقه استراتژیک در دست داشت یکی روستای کم زرد و یکی بوتگو که اکنون اب سفیدابه از انجا تامین میشود و اکنون از وی دو فرزند بنام حاج علی و مجید به یادگار مانده اند
سزدار حاج حسن خان فرزند بولان مسیول و ضمام دار طایفه چنال بود که فرزند ارشدش نظرخان در جوانی توسط افرادی ناشناس به قتل رسید همه طایفه از بزرگ مردی نظز خان و بدرش تعریف میکنند نظر خان خیلی به مردم کمک میکرد و طی سفرهایی که به سایر شهرها داشت واقوام خود را در جاهایی دیگر میدید انها راد به روستای خود میاورد و به انها زمین میداد که هنوز بعضی از ان افراد زنده هستند بدرم میگوید نظر خان با ماشین سیمرغ و قدی بلند و صورتی روشن یک سردار واقعی بود که دشمنان طایفه چنال و افرادی از خدا بی خبر اوزا شهید کردند حاج حسن خان درد بزرگی برای این فرزند برومندش کشید که اکنون یادگارش عیسی جان در میان ماست بس از مرگ حاج حسن خان و طبق رسومات طایفه فرزند ارشد که درانزمان حاج علیم بود لونگ سرداری را بر سر بست و طایفه چنال تاکنون به وجود این شخص افتخار میکنند سردار حاج علیم خان اکنون در سال 1399 زنده است و هنوز ضمام طایفه را عهده دار است و همه طایفه به وی احترام خاصی قایل هستند و خداوند عمرش را طولانی پکند تا اتحاد ما همینگونه بماند زیرا هز وقت اختلافی در میان ما بیش میاید ایشان است که با با درمیانی مشکلات مارا حل مینماید و فرزند ارشدش محمود خان و بد از او علی خان میباشد
چنالها و طوایف کوهی زهی و یاگی زهی و شاهیگزهی و زیرکاری و ساسولی و حانشینی و سزابندی و جنگی زهی وسایر طوایف براهویی چند صد سال است که در کنار هم زتدگی میکنند و با هم وصلتهای زیادی داشته اند
انها هرگز به بیگانه ای اجازه ندادند به مرزهای ایزان وزود کند و جنگ مهاجمان سرحد به رهبری سردار جما خان شه بخشو سردار بسند خان براهویی و سردار مهرالله خان ریگی یکی از جنگهایی بود که انگلیسی ها انرا به تحریر در اوردند و تاکنون نیز نام این غیرت مردان در تاریخ است ما باید اینها را برای نسل های اینده بگوییم تا بدانند اجداد انها جه کسانی بوده اند درین جنگ تمامی طوایف سرحد و سیستان حضور داشتند و هیچ طایفه ای خود را کنار نکشید با اینکه انگلیسی ها به سلاح های مدرن تجهیز بودند از مردم عشایر ما شکست سختی خوردند که بسیاری از نوازندگان بلوچ انرا بصورت داستان با اهنگ نعریف کرده اند و هنوز ان نوارهای قدیم موجود است
اکنون اگر نگاه کنیم هنوز با توجه به براکندگی طوایف کنار هم میتوان به اتحاد انها در گذشته بی برد مثلا در لوتک زابل طوایف چنال و زیرکاری و یاغی زهی و حانشینی و شاهیگزهی و کوهی زهی اکنون نیز کنار هم هستند با توسعه شهر نشینی کم کم بعضی ها به شهر ها رجوع کردند بدرم و بدر بزرگم قبل از انقلاب از زابل به زاهدان امدند و بقیه نیز همینطور اکنون جمعیت زیادی از چنالها از جمله سردار گرامی طایفه حاج علیم خان و .... اکنون در زاهدان هستند چنالهای ایران کمتر به زبان براهویی صحبت میکنند چون با شهر نشین شدن و فارسی صحبت کردن و بلوچی صحبت کردن چون زبان براهویی در شهر رایج نبود به مرور زمان دارد از میان خانواده های براهویی رخت بر میبندد
کوهی زهی ها هم تعداد زیادی به زاهدان امدند سزداز بهادر خان سفید ریش انها بود که بعد از فوت وی سردار امان الله خان کوهی زهی ضمام این طایفه را برعهده دارد و بیشتر در منطقه شیراباد زاهدان میباشند
ریزکاری ها هم در زاهدان و هم در سفیدابه سکنا گزیدند و در سفید ابه سردار حاج الله داد سردار طایفه زیر کاری میباشد
یاغی زهی ها که مناطق مرزی حرمک در دست انها بود و مرحوم سردار رحمان خان در انزمان سردار انها بود نیز علاوه بر مناطق حرمک تا سه راهی دشتک و لوتک در زاهدان نیز هستند که سردار محمد عمرخان سردار انها بود که همین چندسال اخیر فوت کرد وی بسیار فردی شایسته و مردم داری بود و چنان سن و سالی نکرد و عجل به سراغش امد طایفه مالکی نیز میگویند که اجداد انها با یاغی زهی ها یکی میشود و در تمامی مراسمات هم شزکت میکنند
شاهیگزهی ها در سفیدابه و بیشتر در شهر نو افغانستان هستند که در انجا سردار کریم جان والی شهرنو شد و سردار جما خان نیز یکی ازافراد بزرگ این طایفه میباشد که او هم در افغانستان زندگی میکند و سردار فعلی این طایفه درایران را نمیدانم کیست که خواهش میکنم دوستانم ازین طایفه در قسمت نظرات منو همراهی کنند این طایفه در لوتک و زاهدان هم زندگی میکنند
ما چنالها علاوه بر لوتک و زاهدان در بیرجند نهبندان و سربیشه و خاف و باکستان و افغانستان و بندر عباس نیز زندگی میکنیم و با توجه به جمعیت زیادی که داریم و براکندگی زیاد در کل ایران سردار حاج علیم خان سزداز طایفه میباشد